عباس اقبال آشتيانى
505
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
از بعضى از سلاطين آسياى مركزى و شيوخ و معاريف شهر بلاساغون ذكر كرده و مطالب تاريخى بسيار بدست داده است و به همين جهت ملحقات صراح بفهم تاريخ مغول در كاشغر و آسياى مركزى كمك بسيار مىكند . قاضى بيضاوى ( وفاتش در 685 ) - قاضىالقضات ابو الخير ناصر الدين عبد اللّه بن عمر بيضاوى از علماى بزرگ فقه و تفسير و منطق و عربى و تاريخ است كه مدتى را در عهد اتابكان سلغورى چنان كه سابقا هم اشاره كرديم در شيراز منصب قاضىالقضاتى داشت . بعد از آنكه از آن شغل عزل شد بتبريز رفت تا بار ديگر آن مقام را بدست آورد و در اين سفر در خدمت ارغون خان و علماى تبريز منظور نظر قرار گرفت و در آنجا بتدريس پرداخت تا در 685 در همان شهر فوت كرد . از تأليفات بيضاوى دو كتاب شهرت بسيار پيدا كرده يكى كتاب تفسير بزرگ او كه به عربى است بنام انوار التنزيل و اسرار التأويل معروف بتفسير بيضاوى ديگرى نظام التواريخ به فارسى كه كتابى است بالنسبه مختصر در تاريخ عمومى . رضى الدين استرابادى ( وفاتش در 686 ) - رضى الدين محمد بن حسن استرابادى از علماى نحو و از فضلاى بزرگ شيعه است و غالب اوقات او در نجف اشرف گذشته است و او مؤلف دو شرح است بر دو كتاب از كتب جمال الدين ابو عمر و عثمان بن عمر ( 570 - 646 ) معروف بابن الحاجب يكى الكافيه در نحو كه شرح آن بتوسط رضى الدّين استرابادى بشرح رضى اشتهار دارد و از جامعترين كتب نحوى است و آن را رضى الدّين در سال 683 در نجف تأليف نموده و از كتب مشهور درسى است ديگرى الشافية در صرف كه شرح رضى الدّين بر آن نيز از كتب معتبرهء صرفى است . بهاء الدين اربلى ( وفاتش در 693 ) - بهاء الدين علىّ بن عيسى اربلى از شعرا و كتّاب و محدثين و منشيان شيعى عراق است كه در بغداد قبل از استيلاى تاتار و بعد از آن مشاغل ديوانى داشته مخصوصا پس از انتساب عطا ملك جوينى به حكومت عراق آن مورخ دانشمند كه اهل ادب را گرامى مىداشته بهاء الدين اربلى را در سال 657 در ديوان به سمت كتابت منصوبت كرده و بهاء الدّين تا سال فوت خود در اين مقام باقى بوده و از مدّاحان و خواص خاندان جوينى و خواجه نصير الدّين محسوب مىشده است و از جملهء شعرائى است كه خواجه را بعد از وفات مرثيه گفته .